تبليغاتX
نوشته های یک طلبه ....... - منسک گرایی

منسک گرایی

دوستی به من می گفت چطور این چند سال که راه کربلا باز شده هنوز به زیارت نرفتی ، در حالی که بنده سه بار در این مدت رفته ام . من جوابی برای ایشان نداشتم .اما با خود گفتم

گاها اهمیتی که ما به مناسک و شعائر دین می دهیم از  اهمیتی که به خدا و اموزه های دین می دهیم کمتر است . مثلا دیندار بودن به رفتن به کربلا ، مشهد ، حج و شرکت بیشتر در هیات های عزاداری و... یعنی تمام هدف و توجه به مناسک و شعائر  می باشد و کمترین توجهات به روح و اصل آموزه های دین و اخلاقیات آن می باشد. امکان دارد که عظمت حضرت ابوالفضل در نزد بعض عوام بیشتر از خدا باشد.

در این گفته نمی خواهم به تضعیف مناسک و شعائر بپردازم، بلکه می خواهم بگویم اساس دین آموزه های آن دین است و اینکه دین به معنای واقعی کلمه در درون انسان نهادینه شود . اگر دیدیم شخصی اخلاقیات را بیشتر رعایت می کند در نزد ما باید دیندارتر باشد تا کسی که خود را هیئتی و مذهبی قلمداد می کند اما هیج بویی از اخلاقیات و آموزه های دین ندارد .توجه به مناسک لازم است اما نه  آنچنان که همه دین شود . اساسا هدف نهادینه  شدن آموزه های دین است و اینکه  شخص به عظمت و بزرگی خدا ایمان قلبی داشته باشد و حقیقتا رابطه عاطفی و بندگی  با خدا داشته باشد . و مجری دستورات حکیمانه خدا باشد و ایمان قلبی داشته باشد که این دستورات برای سعادت و بهروزی خود ما می باشد .

تذکر : دوستی می خواست حفظ قران کند ، دوست دیگری به وی رسید گفت چرا به ظاهر چسپیدی برو تفسیر و معنای واقعی قران را فهم کن .بعد از مدتی نه از حفظ قران خبری شد و نه از فهم واقعی . مواظب باشید به بهانه دوری از منسک گرایی به بی دینی ختم نشوید

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 18:39  توسط اسماعیل آذری  |