تبليغاتX
نوشته های یک طلبه .......

شام غریبان

 همیشه ایام محرم که می شود عصر روز عاشورا و شام غریبان ، از همه جانسوز تر است . و در کنار همه مصائب وقتی مصیبت زینب را می شنویم دل را آتش می زند . شام غریبان را در نظر بگیرید که زینب یار ویاوری ندارد ، نه حسین مانده ، نه عباسی و نه فرزندانی ، اینها یک طرف دلداری و نگهداری اهل حرم و کودکان شهدا هم یک طرف .

نقل است که آخر شب که همه را آرام کرد ، حالا غم زینب شعله ور شد و سراغ برادر می رود و نجواهای خود را با برادر شروع می کند ................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 16:42  توسط اسماعیل آذری  | 

حاشیه هایی از قیام کربلا

در این جنگ ۸ نفر از فرزندان امام علی کشته شدند ، ۵ نفر از فرزندان امام حسن، ۳ نفر از فرزندان امام حسین ، ۳ نفر از فرزندان زینب کبری .

در کربلا یک زن ( همسر وهب ) کشته شد . این جنگ در تابستان اتفاق افتاد

اینکه از یاران و اصحاب وفادار امام علی ( ع ) از قبیل کمیل ، قنبر ، مختار و... در عاشورا حضور نداشتند بخاطر این بود که ابن زیاد قبل از ورود به کوفه آنان را زندانی کرده بود .

قبل از جنگ روز عاشورا ۸ نفر در کوفه از قبیل مسلم ، هانی بن عروه و... به شهادت رسیدند.

روز تاسوعا اتفاق خاصی واقع نشد .اصل جنگ در روز عاشورا از صبح تا نزدیکی های غروب ادامه پیدا کرد.

آب را از روز ۷ محرم بر روی کاروان امام بستند اما تا شب عاشورا آب بود .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 15:28  توسط اسماعیل آذری  | 

سستی نخبگان

یکی از عواملی که باعث شد ، امام حسین احساس کند جامعه اسلامی رو به انحطاط می رود و از اهداف رسول خدا دور شده و دست به قیام بزند ، سستی و عدم احساس وظیفه اصحاب رسول خدا بود .

هر کس سر خود را زیر برف کرده و به اهداف نازل دل مشغول شدند . یکی به عناوین پر طمطراق ( صحابی رسول ، سیف الاسلام ، مفسر قرآن ، کاتب وحی و... ) ، عده ای دیگر جذب دنیا شده و مشغول فتح ممالک برای کسب غنائم بیشتر و  کسان دیگر به عبادت ظاهری مشغول شدند .

این بود که به تدریج کسانی خلیفه مسلمین و جانشین پیامبر شدند که فقط عنوان آن را یدک می کشیدند . جامعه اسلامی سال شصت هجری با جامعه سال پنج هجری تفاوت پیدا کرد . خواص و نخبگان جامعه دست از هدایت و آگاه سازی مردم نسبت به حاکمیت برداشتند .

دیگر ابوذر ، حجر بن عدی و.... وجود نداشتند ، تا اگر خلیفه بخواهد به کژی و بیراهگی برود ، شمشیر بکشد و استخوان شتر بر سر حاکم فرود آورد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 16:44  توسط اسماعیل آذری  | 

کدام جنبه عاشورا؟

عاشورا تنها جنبه فاجعه آمیز بودنش ملاک نیست . اینقدر در دنیا اتفاقات فاجعه آمیزتر از کربلا بوجود آمده که ممکن است کربلا خیلی مطرح نباشد . گاهی آنقدر عزاداری ها سطحی می شود و در اذهان نقش می بندد که آنچه از امام حسین و واقعه کربلا به یاد می ماند تنها تشنگی ، کشته شدن عزیزان ، مصیبت زینب و... می باشد.منکر این نیستم که فلسفه عزاداری ها گفته نمی شود و یااینکه نشنید ه ایم . بلکه می خواهم بگویم قالب ذهنی ما اینگونه شکل گرفته . و توجه کمتر بر عوامل شکل گیری قیام کربلا، جریانات دخیل بر عاشورا ، سیر تاریخی و...

(البته منکر مصیبت ها و روضه خوانی نیستم . که اتفاقا حنبه احساسی عاشورا باید حفظ شود )
ما که امسال توفیق یارمان نشد به تبلیغ برویم . ان شالله امیدوارم هر شب یک بحث عاشورایی داشته باشم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:23  توسط اسماعیل آذری  | 

سفر تبلیغی

ایام محروم که می شود طلبه ها به شهرها و روستاه های مختلف می روند  . و در واقع یکی از شیرین ترین و بیادماندنی ترین دوران هر طلبه ،ایام تبلیغ او محسوب می شود .همراه با خاطرات تلخ وشیرین .

تلخی آن از این جهت که وقتی شما در یک مکان جدید می روید تا بخواهید با آن محیط انس بگیرید ، یک مقدار طول می کشد .

چند سال پیش در یکی از سفرهای تبلیغی به یکی از روستاهای محروم رفته بودم ، از شانس بد روز اول سرماخوردگی شدیدی گرفته بودم که خیلی زجر آور بود و جالب تر ازهمه این بود اتاقی که به بنده داده بودند گاز نداشت و در آن سرمای شدید تنها با یک هیتر و ۴ پتو خود را گرم می کردم .

اما شیرینی آن ارتباط و انس با جوانان و شور ونشاط مذهبی حاکم برآنها و... می باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 21:57  توسط اسماعیل آذری  | 

علی (ع) از زبان علی (ع)

۱.در حالی از شما جدا می شوم که فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید دید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آنکه جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت(خطبه ۱۴۹)

۲.خطاب به کوفیان:ای مرد نمایان نامرد ، ای کودک صفتان بی خرد که عقل های شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد . چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی شناختم . خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون و سینه ام از خشم شما مالامال است.کاسه های غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشانیدید و با نافرمانی و ذلت پذیری ، رأی و تدبیر مرا تباه کردید.

۳. سلونی قبل ان تفقدونی : بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید . چرا که من راههای آسمان را بهتر از راههای زمین می شناسم .( خطبه ۱۸۹)

۴. همانا من در میان شما چون چراغ درخشنده در تاریکی هستم که هر کس به آن روی می آورد از نورش بهره مند می گردد .( خطبه ۱۸۷)

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 17:4  توسط اسماعیل آذری  |