تبليغاتX
نوشته های یک طلبه .......

آسیب شناسی هیات های عزاداری

امروز تبیلیغات و تراکت های هیات های عزاداری را  که نگاه می کردم اسم غالب این هیات ها در جهت و نگاه خاصی است که جامعه ما به اهلبیت دارند ، می باشد.اسامی همچون عاشقان عباس (ع) ، دیوانگان حسین (ع )، متوسلین رقیه ( س ) ، سائلین حضرت زهرا و...

نوع نگاهی که ما به اهل بیت داریم ، نگاه منفعت گرایی مادی است ، نه نگاهی در روند تکاملی وجود انسانی .غالب دعاهای ما رفع گرفتاریها و مشکلات ، شفای بیماران و... ( اگر چه این نوع در خواستها و دعاها را انکار نمی کنم ، اما بحث بر این است که رجوع ما به اهل بیت به عنوان انسان کامل فقط اینها نباشد )

اهل بیت دیوانه ، سگ ( که در خیلی از مداحی ها و سخنرانی ها گفته می شود ، ما سگ امام حسین ایم ) نمی خواهد . اهل بیت شخص عاقل و انسان می خواهند نه سگ و دیوانه .این نوع جملات، مقام خلیفه الهی را پایین می آورد و وهن اهل بیت را در پی دارد.

نکته ای دیگر که در این رابطه قابل ذکر است ، مسئله گریه در عزاداری  حضرت ابا عبدالله است .غالب ماها وقتی ماه محرم و امام حسین را که می شنویم گریه ، اشک و سینه زدن ، در ذهنمان تداعی می شود . و کمتر به فلسفه و هدف واقعه کربلا و ریشه یابی ها ، الگوگیری و...توجه داریم. (البته مسئله گریه را نمی شود رد وانکار کرد ،که خود یکی از جنبه های ماندگاری ، احساسی و عاطفی قیام عاشورا )

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 17:48  توسط اسماعیل آذری  | 

پشتوانه فکری پدیدآورندگان حادثه کربلا

در هر حادثه و اتفاقی اول کاری که می شود در مورد آن بحث کرد ، فلسفه و علت بوجود آمدن آن حادثه است .قیام کربلا همین حالت را دارد . در این مقال می خواهم یک گام عقب تر بروم  و در مورد اینکه اصحاب و بوجود آورندگان قیام کربلا ، دارای چه بینش و شخصیتی بودند چه پشتوانه فکری داشتند که این حادثه را خلق کردند.

1.تحلیل درست از موقعیت جامعه خود :

بعضی موقع ما به قول معروف سر خود را مثل کبک زیر برف می کنیم ، وانگار که اصلا در جامعه ، هیچ مشکل و آسیبی وجود ندارد . وتنها به فکر این هستیم که گلیم خود را از آب بکشیم . به فکر موقعیت خود هستیم . ما به یک نوایی برسیم ، جامعه هربلایی می خواهد سرش بیاید ، بیاید. در واقع پدیدآورندگان حادثه کربلا به غیر از اینکه به جامعه خود حساس و احساس مسولیت می کردند، درک درستی از اوضاع جاری جامعه داشتند. اتفاقات و اخبار جامعه را به درستی رصد، ودر پی آن تحلیل واقع بینانه می کردند.

2. بزرگ دیدن خداوند و کوچک انگاشتن دنیا

وقتی که انسان خداوند را بزرگ و خود را بنده او بداند ، و به مقام الهی معرفت و شناخت داشته باشد ، و در مقابل دنیا را در برابر خداوند کوچک و حقیر بداند . دیگر در تصمیمات خصوصا سرنوشت ساز ، اسیر مسائل دنیوی نخواهد شد و آنچه که رضای الهی را در پی داشته باشد انجام خواهد داد . فریب وعده ملک ری و چند دینار  را نخواهد خورد

3. پیروی از امام و حق

آن نوجوان 13 ساله ( قاسم بن حسن ) که از امام خود سوال می کند که آیا ما در این جنگ بر حق هستیم . امام جواب مثبت را می دهد و بر حقانیت خود تاکید می کند . آن وقت این نوجوان 13 ساله می گوید اگر هزار مرتبه کشته شوم باز همین تصمیم را خواهم گرفت و به شهادت رضایت خواهم داد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 19:18  توسط اسماعیل آذری  |