|
فکری فرهنگی
|
|
|
|
||||
|
غالب شدن مارکسیست و لیبرال به جریان اصلی با ورود اندیشه های نو و مکتب و نظریه های فراگیر و عالم گیر ، بعضی که می خواهند ژست روشنفکری و متجدد و امروزی به خود بگیرند دین را با پیش فرضها و اصول این مکتب ها تفسیر می کنند . در دهه های گذشته که نظریات مارکسیستی غالب و جریان عمده ، در کشور ما محسوب می شد ، عده ای که می خواستند انگ سنتی و عقب ماندگی به آنها نچسبد و یا اینکه واقعا این اندیشه ها برای آنان وحی مُنزل تلقی می شد، دین را با اندیشه های مارکس و پیروان او تفسیر می کردند. و حتی کار به جایی رسیده بود که مدعی بودند این اندیشه ها قابل استخراج از قرآن می باشد. و حال هم اگر کسی دین را با اندیشه های لیبرال و متفکرین غربی تفسیر نکند و کلمه و نظریه ای از آنان را در گفتار خود دخیل نکند و یا به قول ما طلبه ها شاهد مثالی از آنان در بین گفته ها نباشد ، سنتی و مربوط به 1400 سال گذشته هستیم . اما آنچه که از دین و اسلام راستین( با قرائت و رویکرد ائمه یعنی متولیان رسمی تفسیر دین) برداشت می شود، این است که نواندیشی دینی همان تفکر اجتهادی شیعه است . همان که محصول آموزه های امامان و پیشوایان می باشد.تعامل عقلانی و نقاد با سنت و آموزه های دینی . نیازها و پرسش های نو و جدید را از دل محکمات دین استخراج نمود.و در عین حال همه آنچه را که از گذشته به ما رسیده است به عنوان محکمات نپنداریم .نه آنکه همه عناصر دین یکسره در سیلان و تحولند و همه چیز را با مقتضیات زمان تفسیر کنیم و نه اینکه همه پدیدارهای دین را بر جامعه تحمیل کنیم ، بدون در نظر گرفتن واقعیت ها و مقتضیات عصر . مشکل دو جریانی که در بالا ذکر شد این بود که محکمات خود را مکاتب و نظریات جدید می پنداشتند و دین را بر آن اساس تفسیر می کردند
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 21:23 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جوان نگون بخت و ادعای پیامبری امروز در محل کار( مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه ) جوانی آمده بود و ادعای های عجیب و غریبی داشت ( سابقا معلم بوده وبه خاطر تکلیفی که به عهده ایشان آمده بود معلمی را رها می کند).ابتدا می گفت پیامبر جدیدی است که اسلافش در آمریکا هستند و چندین نفر را نام برد که آنها از بزرگان آن دین بودند، به خوابش آمده اند که او پیامبر جدیدی است و دین جدیدی آورده . یک مقدار که از این ادعا دور شده بود گفت رفتم جمکران و به خوابم آمده اند که من صاحب الزمان هستم . وبه قول خودش آمده بود با حوزه اتمام حجت کند . و... امروزه مدعیان دروغینی که در هر شکل و لباسی خود را چنان موجه و منجی واقعی به جامعه نشان می دهند که آدمی خیلی باید مواظب باشد .بعضی از اینها مثل این جوان نگون بخت با سخن و گفته اولشان می توان فهمید که بخاطر بعضی مشکلات و مسائل روحی و... به این مسائل روی آورده اند.و خود را به این ادعاها سرگرم می کنند. اما آنان که در پشت هزاران اصطلاح ، کتاب ، نظریه ومکتب خود را مخفی کرده اند و مدعی نجات بشریت هستند ، بسی خطرناکتر هستند . وعوام و حتی بعضا خواص به راحتی فریب اینان را خواهند خورد .
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 17:2 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نقد بهترین هدیه نقد بزرگترین نعمتی است که شخص ناقد به طرف مقابل می دهد .در روایتی از امام صادق (ع )وارد شده که :"محبوبترین برادرانم نزد من ، کسی است که عیب هایم را به من هدیه کنند." شخص ناقد همچون آینه است که عیب ها را می بیند و بازگو می کند.در حالت عادی انسان به خاطر خود شیفتگی عیب های خود را نمی بیند. بزرگترین خدمتی که به دنیای غرب شد نقد های اساسی مارکس بود که به نظام سرمایه داری وارد کرد و آنها از یک طرف به مقابله با افکار مارکس می پرداختند و از یک طرف ایرادات و نقد های اساسی مارکس را در مورد نظام سرمایه داری برطرف می کردند. در ادبیات تمثیلی آمده است که هیزم شکنی با شیری دوست بود روزی هیزم شکن به شیر گفت دهانت بوی بدی می دهد.شیر سکوت کرد. پس از دقایقی مصرانه از هیزم شکن خواست تا با تبرخود ضربه ای به سرش بزند، هیزم شکن نیز چنین کرد.سپس شیر به او گفت تا یک ماه دیگراو را نبیند وپس از آن برای دیدنش به جنگل بیاید.پس از یک ماه به دیدن شیر رفت و او را سرحال دید.و اثری از زخم نیافت .شیر بگفت که آن زخم برای همیشه خوب شده اما اثرآن گفته تا آخر عمر روحم را می آزارد. هر یک از ما نیز به همین گونه از انتقادهای برخی، چنین زخم های التیام ناپذیری در نهان خود داریم.این آزاردگی موجب شده که از انتقاد بپرهیزیم و روی خوش به منتقدان نشان ندهیم .در حالی که انتقاد مفید ، راهگشا ، کمال بخش ، سازنده و ارجمند است و به آن نیازمندیم. (در این زمینه کتاب اخلاق نقد از حسین اسلامی ، روش نقد از علی صفایی و نقد درون گفتمانی از عمادافروغ ، راهگشا ست)
+
نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 10:33 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||