تبليغاتX
نوشته های یک طلبه .......

علت پیشرفت علم درغرب

یکی از عوامل پیشرفت جامعه علمی غرب ، به مرحله عمل رساندن تحقیقات و نظریه پردازی ها و توجه به واقعیت های موجود جامعه بود. کاری که در طول چند قرن جامعه علمی ما ، کمتر شاهدآن بودیم . غالبا محققان و دانشمندان ما در کنج خانه می نشستند و یک انسان خیالی و آرمانی برای خود درست می کردند و بعد نظریات علمی خود را بر آن بار می کردند. در حالی که در غرب اگر محققی می خواست نظریه ای ارائه کند آزمایشگاههای متعدد تاسیس می کرد ، نظریه خود را بر روی اشخاص معتبر آزمایش می کرد ، تا اینکه در نهایت نظریه خود را مطرح کند . آزمایشگاهها و موسسات مختلف روانشناسان معروف غربی برای رصد کردن رفتارهای اشخاص برای پی بردن به علل و عوامل آن ، از جمله آنها می باشد. و یا جامعه شناسی که علمی است برای پی بردن به آسیب ها و مشکلات جامعه . و در واقع نظر یه و علم را با جامعه و نیازهای آن تطبیق کردن و یافتن راه حل برای آسیب ها .

اساسا علت پیشرفت غرب دوری از ذهن گرایی و نظریه پردازی صرف  بود، و توجه به  تجربه ، واقعیت های بیرون ، طبیعت و جهان ماده است . و دیدیم در این چند قرن اخیر چطور بشر در علوم طبیعی و انسانی پیشرفت های چشمگیری به دست آورد و همه آن مرهون تغییر روش در علم بود. در حالی که در گذشته دانشمندان تنها به ذهن گرایی و فلسفه و امور ماورایی علاقمند بودند . و اگر آنها در جزیره ای بدون انسان ساکن می شدند ، در کار علمی شان خللی وارد نمی شد.( اگر چه نمی توان  منکر فایده علوم ذهنی و ماورایی شد ،امری که غرب دچار آن شد و تمام امور وعلوم ذهنی ،عقلی وبه تبع آن دین را هم منکر شدند و آنها هم دچار افراط شدند.)اما تنها دانستن علوم به آنها و وبکار بردن روش این علوم در دیگر علوم کاری است اشتباه .

این مطالب را اگر به نظرتان نقد و ایرادی به آن وارد است خوشحال می شوم بفرمایید . و اگر هم خودم بعد از ارائه آن به اساتید و مطالعه بیشتر دریافتم که اشتباه هست اصلاح خواهم کرد .پس فعلا مطلب و نظریه خامی است و نیاز به فحص و تحقیق بیشتری دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 23:6  توسط اسماعیل آذری  | 

طلبه و وبلاگ

دنیای وبلاگ برای من طلبه هیچ ثمری که نداشته باشد ، همین که از دنیای  خودم خارج شدم و با تفکرات و اندیشه های  مختلف آشنا شده و دنیای فکری و بضاعت کم و ناچیز علمی خود را دریافتم و فهمیدم که هنوز خیلی تفکرات ، اندیشه ها و  سوالات وجود دارد که من از آنها بی خبرم ، چه برسد که جواب آنها را داشته باشم . فهمیدم که جواب اندیشه را باید با اندیشه جواب داد ، تحقیر کردن ، متهم کردن ، دشمن خطاب کردن فایده ای ندارد . اگر حرفی دارم این گوی و این میدان .قبلا هرگاه که به شهرستان می خواستم بروم از چند مدت قبل مطالعاتم را بیشتر می کردم . به این فکر که آنجا که می روم و با دوستان گعده علمی تشکیل می دهیم ، دستم پر باشد . اما حالا هر روزم شده رفتن به شهرستان . چرا که هر بار وارد دنیای مجازی می شوم باید دستم پر ، اندیشه ام قوی و همراه با استدلال باشد. ابتدا خواستم با طلبه ها و مذهبی ها ارتباط برقرار کنم . بعد با خودم فکر کردم اگر بخواهم اندیشه ای پربارتر  و به دور از دگم و بسته بودن تفکرم داشته باشم ، باید با مخالفین فکر و اندیشه خودم ارتباط برقرار کنم

امیدوارم خداوند ما را به اندیشه حق و درست رهنمون سازد و جامعه ای سالم و راهیافته به حقیقت داشته باشیم . و  ما تنها به اندیشه و تفکر قناعت نکنیم بلکه عمل هم پشتوانه آن باشد . نمی دانم چه شد که امشب اینها را نوشتم .خدا بخیر کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 22:43  توسط اسماعیل آذری  | 

روشنفکری و جامعه ایران

یکی از مشکلات روشنفکری جامعه علمی ایران در یک قرن اخیر که به دنیای غرب و تحصیلات آکادمیک ، روی آورد .کپی برداری و تقلید محض از طرف مقابل بود . بدون اینکه علوم کسب شده را بومی سازی و مطابق با شرایط فرهنگی محیط خود بپروراند و نوآوری هایی در آن ایجادکند، دقیقا و بدون حتی یک واو ، کورکورانه آنرا نسخه شفابخش جامعه ایران قلمدادکردند . آن جمله معروف تقی زاده که می گفت اگر بخواهیم مشکلاتمان حل شود باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شویم .یا نسخه شفابخش رضاخان برای جامعه به قول خودش متحجر ، سنتی و عقب مانده ایران در این است که مردان کلاه فرنگی سرکنندو زنان حجاب نداشته باشند .ویا در ترکیه آتاترک مشکل را در زبان و دین مردم ترکیه می دانست و دستور داد تمام ظواهر دینی از کشور و مردم ترکیه برداشته شود .

در روشنفکری دینی هم دچار این مسئله هستیم . و آن اینکه مسائل و اتفاقاتی که بر سر دنیای غرب ومسیحت و دین گریزی و علم زدگی که بر اثر نوع و جنس خاص دین تحریف شده مسیحیت بود ، شکل گرفت .بدون اینکه مقایسه ای در مورد هر دو دین از جهت کتاب و قوانین و دستورات آن صورت گیرد و  به صرف تشابه اسمی هر دو به دین ، در سدد مخالفت با دین و یا به حداقل رساندن دین در جامعه شدند . خیلی از مسائل کلامی جدید وارد شده در دهه اخیر در کشور ما دقیقا کپی برداری از دو  سه  قرن اخیر عصر نوزایی و علم زدگی جامعه غرب  می باشد .و اینکه گفته شده روشنفکری در ایران بیمار متولد شد ، جمله به حقی می باشد.

اگرچه نمی شود منکر تلاش بعضی از روشنفکران دلسوز و دردمند شد و از خدمات صادقانه و آگاهانه آنان چشم پوشی کرد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 20:24  توسط اسماعیل آذری  | 

پیامبر را بهتر بشناسیم

پیامبر فرمود :پروردگارم مر ابه هفت چیز توصیه نمود : اخلاص در پنهان وآشکار ، عفو نمودن کسی که به من ظلم نموده ، عطانمودن به کسی که مرا محروم کرده ، صله رحم با آن که قطع رحم کرده سکوتم برای تفکر و نگاهم برای عبرت و پند باشد. ( آداب زندگی پیامبر ، علامه طباطبایی ص 125)

اگرچه  سخن گفتن و نوشتن اینها راحت است ، اما عمل کردن به آنها مشکل است  .انسان تا پا روی نفسانیت ، غرور و تکبر خود بگذارد و با کسی که در حق او بدی کرده و بخواهد گذشت و آنهم عطایی داشته باشد . و یا اینکه بخواهیم کاری برای رضای خدا و از روی اخلاص انجام دهیم و تنها در رضای او فکر کنیم یک عمر ریاضت می خواهد. اخلاص آنجا خود را نشان می دهد که اگر کاری را ما انجام دهیم و کسی دیگر آن را به حساب خود بگذارد . در اینجا چون ما کار را برای رضای خدا انجام داده ایم خیلی دنبال اینکه دیگران چه فکر می کنند و به حساب چه کسی نوشته شده ، نیستم . البته اخلاص و به فکر رضای الهی بودن ، شرایط و داشتن تفکری والا می خواهد و آن ، اینکه خدا را بزرگ و خود ودیگران را کوچک بدانیم .و بدانیم تعریف وتمجیدهای دیگران زودگذر و رضا و رضوان الهی همیشگی و دائمی است و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 18:12  توسط اسماعیل آذری  | 

هابرماس ودنیای مدرن

دیروز در کلاس نظریه های جامعه شناسی ، استاد ، نظریات هابرماس را مطرح کرد.

هابرماس در مورد دنیای مدرن امروز معتقد است که: بشر امروز هدفش سلطه بر محیط و بشراست واین منجر به عقلانیت صوری می شود ارزشها و هدفهای انسانی  ملاک نیست. ملاک رسیدن به هدف است از هر جهت و با هر وسیله ای .البته این نظریه برگرفته شده از نظریه ماکس وبر می باشد که به دو نوع عقلانیت معتقد بود عقلانیت ذاتی و عقلانیت صوری .عقلانیت صوری هدفش خدمت به نیروهای سلطه گر است و در بند رها ساختن مردم از قید تسلط نیست و بیشتر به دنبال کارآمدترین وسایل برای رسیدن به هدفهای موجوداست . اما عقلانیت ذاتی مستلزم ارزیابی وسایل برحسب والاترین ارزشهای انسانی , عدالت , صلح وشادمانی است عقلانیت ذاتی برخلاف  عقلانیت صوری خصلتی انتقادی دارد .پارسال در کلاس جامعه شناسی سازمانها بحث  در مورد کارآمدترکردن کارخانه ها و بازدهی و بالارفتن سود و سرمایه کارخانه بود  .و بعضی از این بحث ها در جهت و به نفع صاحب سرمایه و کارخانه بود . و ارزش انسانی کارگر در نظر گرفته نمی شد. و به او نگاه ابزارگونه می شد . و تنها به طبقه صاحب سرمایه و مرفه جامعه توجه داشت آمارها نشان می دهد اکثر ثروت و سرمایه دنیا در دست عده قلیلی است. و در واقع علم امروز در صدد هر چه بیشتر خدمت کردن به صاحبان قدرت وسرمایه است ، تا اینکه به فکر همه طبقات ، خصوصا طبقات پایین دست جامعه باشد. البته این کلی و همه گیر نیست بلکه نشان دادن بعضی واقعیت ها و آسیب های دنیای مدرن امروز می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 1:18  توسط اسماعیل آذری  |