تبليغاتX
نوشته های یک طلبه .......

پیامبر(ص) را بهتر بشناسیم

ابو قتاده درباره آن حضرت می گوید:با آن درجه ومقام ،تواضعش از همه مردم زیادتربودگاهی بر الاغ سوار می شدوفرد دیگری را نیز به پشت سر خود سوار می کرد .از مساکین عیادت می نمود،وبا فقرا مجالست داشت ودعوت بردگان را می پذیرفت ،وقتی وارد مجلس می شد در آخرین مکان می نشست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 17:41  توسط اسماعیل آذری  | 

معلم وکتاب

جایگاه کتاب درکشور وخصوصا استان ما خیلی پایین است در آماری می خواندم هر ایرانی روزی 7دقیقه به مطالعه می پردازد. چند مدت پیش مرکز ضمن خدمت آموزش پرورش آزمون و امتحانی را از کتاب «تعلیم وتربیت در اسلام »شهید مطهری برگزار نمود.معلمین برای تهیه این کتاب ،به کتاب سرای حقیر مراجعه می کردند.دراین بین بعضی از معلمین اظهار ناراحتی وبی حوصلگی از مطالعه می کردند . وناراحت بودند از اینکه 1500تومان بابت یک کتاب بپردازند .

اگر سری به خانه های افراد حزب اللهی ،معلمین و کلا افراد جوان سال 1357 بزنید خواهید دید که خانه ای پر ازکتاب دارند .آنهم بخاطر فضای خاص در گیری اندیشه های آن زمان بود ازجمله :مبارزه فکری با کمونیست هاومنافین ،رواج ومطالعه اندیشه های دکترشریعتی و...

تقریبا 7سال پیش درمسافرت به یکی از روستاهای دور افتاده بهمئی به خانه یکی از معلمین آن روستا رفتم ،در آنجا بیش از 1000کتاب در قفسه های کتابخانه ایشان موجود بود ،اماهیچ کتاب جدید ی در آنجا یافت نمی شد همه متعلق به همان فضای سال 57بود. تفاوت فضای امروز با آن سالها در این است که فضای آن روزها اندیشه ای بود ولی فضای جامعه امروز ما سیاسی است وهمه خود را صاحب تخصص ونظر می دانندونیازی به مطالعه را در خود نمی بینندومباحثات وگفتگوی افراد جامعه اکثرا مسائل سیاسی و روزنامه ای میباشد .حقیر در مدت تحصیلات خود از ابتدایی گرفته تا دبیرستان کمتر معلمی را یافتم که خود اهل مطالعه باشد و دانش آموزان را به مطالعه کتب غیر درسی تشویق کرده باشد .

البته نمی خواهم این جریان را به کلیه معلمان سرایت بدهم ،هستند معلمانی که اهل مطالعه وتشکیل جلسات بحث ومطالعه حول محور های مختلف می باشند.که خود بنده چند جلسه توفیق شرکت در این مباحثات را داشتم وانصافا استفاده نمودم .اما تعداد این عزیزان کم می باشند.

واین را هم متذکر شوم که این جریان در بین ما طلاب هم وجود دارد وتنها در ایام تبلیغ وآنهم برای آمادگی برای منبر مطالعه میکنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 21:55  توسط اسماعیل آذری  | 

نخبگان استان

بعضی موقع با خودم فکر می کردم یکی از عوامل پیشرفت نکردن مسائل فکری ،فرهنگی و علمی . و نداشتن نمود وظهور این مسائل حتی در بین قشر فرهنگی ،فقدان شخصیت های بارز،صاحب نظر و تاثیر گذار در استان می باشد . اما مدتها بعد وآشنایی بیشتر با افراد، دریافتم که مشکل استان ما کمبود چنین افرادی نیست ،بلکه ما افراد وشخصیت های علمی صاحب فکر ونظر داریم ،اما متاسفانه این بزرگان به دلایل غیر قابل قبولی سطح وحوزه کاریشان در استان نیست ،و در شهرها و مراکزی مشغول به فعالیت هستند که هیچ نفعی به حال هم ولایتی های خودشان ندارند.در صورتی که این بزرگان باید بعد از اتمام تحصیل کمر همت ببندند برای خدمت به زادگاه خود. وچهره محرومیت را از شهر خود پاک کنند، هرچند که کمبود امکانات وبعضا بی مهری هایی در حقشان صورت گیرد.

آیه 122سوره توبه به همین مطلب اشاره دارد(فلولا نفرمن کل فرقة منهم طائفةلیتفقهوا فی الدین ولینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون ) (چرا از هر گروه و دسته ای سفر نکنند تا در کار دین ،دانش بیاموزند وچون بازگشتندقوم خود را هشدار دهند شاید آنها بترسند ) اگر چه آیه در مورد علماومبلغان دینی می باشد اما نتیجه ومفهوم کلی آن به همه کسانی بر می گردد که برای طلب علم ودانش از دیار خود خارج می شوند وبعد از اتمام تحصیلات باید به شهر خود برگشته وخدمت به قوم ودیار خود همت گمارند.

لازم است مسولین استانی تحقیقات گسترده ای جهت شناسایی نخبگان استان در سراسر کشور انجام دهند واستعدادیابی صورت گیرد تا در مواقع لزوم از دانش ومدیریت آنها بهره لازم صورت گیرد .(البته اگر حضرات مسولین تعصبات قومی وجناحی را دخالت ندهند)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 14:20  توسط اسماعیل آذری  | 

پیامبر (ص )را بهتر بشناسیم

ابن مسعود می گوید :مردی می خواست با پیامبر سخن گوید، ولی مرعوب هیبت آن حضرت شد ولرزید.پیامبربه او فرمود:بر خودت آسان گیر،من پادشاه نیستم ،بلکه پسر زنی هستم که گوشت خشکیده می خورد.(پیامبری وپیامبر اسلام . ابراهیم امینی .ناشردفتر تبلیغات قم ص 186)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 22:0  توسط اسماعیل آذری  | 

کتاب سرای آذری آمادگی دارد آثار قلمی

نویسندگان استان را  به طور  ویژه در کتاب

سرا در معرض مشتریان قرار دهد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 16:46  توسط اسماعیل آذری  | 

هر از چند گاهی خبر فوت یک جوان ودسته گل دهدشتی را شاهد هستیم که بر اثر مصرف مواد افیونی و مخدر جان خود را از دست داده .اگر درست تحلیل شود اینها معلول هستند علت چیز دیگری است نمی خواهم این جوانان را بی تقصیر بدانم اما تقصیر اصلی متوجه 1.حاکمیت 2. مسولین اقتصادی 3.مسولین فرهنگی 4. خانواده ها می باشد.چرا که اگر شغل مناسب داشته وازدواج درست وبه موقع صورت گیرد. وفرهنگ سازی ازسوی مسولین فرهنگی انجام شود شاهد این گونه مسائل نیستیم .مسولین ما گرفتار دعوا بر سر تصاحب فرمانداری ،بخشداری ونهادها وپست ها وضربه زدن به این جناح وآن جناح هستند وکمتر به فکر این جور مسائل می باشند .آیا مسولین شهر سری به <کل گه کهنه >یا به قول خودشان بلاد شاهپور زده اند ببینند در آن خرابه ها چه می گذرد چه تعداد سرنگ استفاده شده توسط همین جوانان آنجا ریخته شده .آیا تا حالا فرهنگ سازی ونشان دادن عبرت ها وآینده این مسائل را گوشزد کرده اند ویا اگر هم کاری صورت گرفته معلوم می شود کارایی نداشته وگرنه اینقدر جوان گرفتار نمی شدند .

البته من نمی خواهم بگویم اکثریت جوانان به مواد گرفتار شده اند اما همان مقدار کم هم فاجعه هست. در یک مدت زمانی مرگ ومیر بر اثر این مواد به قدری زیاد شده بود که دریکی از هیات های عزاداری (هیات عزاداری امام حسین .محله جابر )شعار داده بودند <گل های جابر همه پر پر شدند >.

اما نقش خانواده ها درگرفتار شدن فرزندان به این مواد خانمان سوز خیلی مهم هست . کنترل نکردن فرزندان ، بی توجهی به تربیت دینی و دور شدن فرزندان از کانون خانواده و... ازجمله کم کاری خانواده ها می باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 21:36  توسط اسماعیل آذری  | 

گروه واژه 2

اعضاي جلسه تركيبي بودازجوانان مسجدي وغير مسجدي ،در همان ابتداي جلسه يكي ازحاضرين گفت :ما حوصله سخنراني وبحث يك طرفه را نداريم لذا بنا شد با اجازه مجري جلسه هر كس مي خواست اظهار نظر كند . سوالات خوبي مطرح مي شد وبعضاً جواب هاي مناسبي داده مي شد .

خيلي از آنهايي كه سوال وشبهه اي در مورد موضوع جلسه مطرح مي كردند ، اساس و ريشه اش به اين برمي گشت كه1) اسلام 1400 سال پيش توان پاسخ گويي به مسائل جامعه وبشر امروز را ندارد 2)اينكه جامعه اروپايي به اين پيشرفت امروزي رسيده اند حاصل كنار گذاشتن دين بوده است .و لذا ما هم بايد دين را در حوزه اجتماع دخالت نداده وآن را به عقل بشري واگذار كنيم .

قرار شد درايام عيد چند جلسه ديگر تشكيل شود . و با توجه به نوع سوالاتي كه مطرح شد ،حقير پيشنهاد كردم موضوع جلسه آينده در مورد «كارايي دين در جامعه امروز » باشد .ولذا جلسه آينده درخانه حقير برگزار شد.

درمورد موضوع اول بايد چند نکته  را مد نظر قرار داد

1) بشركيست ونيازهايش چيست؟ 2)ديني كه ما ازآن بحث مي كنيم كدام دين است و چه ويژگي هايي دارد .

بشر موجودي است فطري ،وخيلي از نيازهاي اساسي بشر فطري است ،فطرت انسان امروز با انسان ديروز فرقي نكرده تنها تفاوت نيازهاي بشر امروز با بشرديروز در مصداق است .گوهر آدميان امر يگانه اي است وتفاوت هاي فرهنگي ،اجتماعي ،اقتصادي وسياسي موجود بين آنها به پوسته و عوارض مرتبط است . وبر اساس همين نگرش ، يعني وجود يك هويت واحد براي انسانها است كه ما مي توانيم بقاي دين را تصور كنيم .اسلام از دو بخش ثابت ومتغير تشكيل شده است. يعني اينكه قوانين اسلام به نحوي برنامه ريزي شده است و اين استعداد را دارد كه احكام وقوانين را با مسائل روز تطييق داد بدون اينكه اصول ضربه بخورد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 21:33  توسط اسماعیل آذری  | 

امسال ايام عيد كه از قم به دهدشت آمدم بعضي از دوستان مسجدي گفتند گروهي به نام ‌‌‌‌‍‍‌«واژه» اعلام موجوديت كرده وجلساتي درموضوعات مختلف برگزار كرده ، دوستان نظرات مختلفي درمورد اين گروه بيان مي كردند وحتي نسبت ضد خدايي و... به آنها مي دادند .

من به اين دوستان گفتم من كه آنها ونظرياتشان رانديده ونشنيده ولذا در مورد آنها نظري نمي دهم اما اين مطلب را به خود وشما متذكر مي شوم كه ؛ آنها صرف نظر از عقيده شان كار خوبي راشروع كرده ودرمورد آنچه كه به آن عقيده دارندجلسات علمي وفكري برگزار مي كنند ودرپي عمق بخشيدن به دانسته هايشان هستند ودراين راه هم افرادي رادعوت وعده اي راجذب تفكر خود مي كنند اما ما به عنوان جوانان مذهبي وبعضا طلبه چه كار علمي مفيد ،براي عمق بخشيدن سطح علمي وديني جوانان انجام داديم ،ولذا ما ميدان را خالي كرديم وديگران كار خودشان را انجام مي دهند و...

ما به چند تا جلسه دعا ،روضه ،سينه زني ،و...بسنده كرده ايم (اگر چه اين ها مفيد ولازم هستند اما شور بدون شعور زود گذر وسطحي است ).

درهمان ايام به چند تا از دوستان كه با اين گروه در ارتباط بودند ،گفتم اگر امكان دارد با آنها نشستي داشته باشيم وبا نظريات آنها آشنا شده و نشست هاي علمي صميمانه برگزار كنيم .

چند روز بعد يكي از دوستان به نام آقاي جهانبخش كه از جوانان فعال و دلسوز مي باشند گفتند فردا درخانه ما جلسه اي با عنوان «رابطه پسر ودختر» تشكيل مي شود تعدادي از همين گروه هم حضور دارند واز ما هم دعوت كردند . قبل از اينكه وارد جلسه شوم انتظار جلسه اي 10يا 20 نفره را داشتم اما با جمعيت 60يا70 نفر روبرو شدم

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 20:57  توسط اسماعیل آذری  | 

متاسفانه به دليل نبود مدرسه وپيشرفت تحصيلي براي جوانان ما درقبل از انقلاب وپايين بودن سطح سواد درجامعه عشايري استان شاهداين هستيم كه هيچ افتخاري به غير ازسلحشوري وجنگ هاي خونين درتاريخ گذشته معاصر استان ديده نمي شود وآن چه كه در كتاب هاي تاريخ استان نوشته مي شود همه ازاين قسم است وبه جنگ هاي حمله به سميرم وجنگ تنگ تامرادي و... هميشه افتخار شده درصورتي كه اين جنگ ها اولا به دليل جاه طلبي وقدرت طلبي خوانين صورت گرفته ونه به خاطر رفاه حال مردم و در راستاي خدمت به مردم زجر كشيده وفقير استان بوده .

اگرچه ازافتخارات قوم لر ساده دلي ،پاكي، صداقت ،100/.مسلمان وشيعه بودن جمعيت قوم لر ومهمان نوازي آنان است .

اميدواريم قوم لر به افتخارات وقله هاي رفيع علم ومعرفت برسد (همچنان كه درطي چند دهه بعد ازانقلاب رسيده ) كه آيندگان دردهه ها وقرن هاي آينده به اينها افتخاركرده .انشاءالله

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 1:39  توسط اسماعیل آذری  | 

فرهنگ نادرست

متاسفانه يكي ازفرهنگ هاي غلط در بين عشاير وكلا كساني كه فرهنگ قبيله اي دارند تعصبات وغيرت كشي هاي نابجا است .مثلا دعواهايي كه بين طوايف وقبيله ها رخ مي دهد،افراد آن قبيله بدون توجه به اينكه حق با چه كسي است ومقصر كدام طرف دعواست ، غيرت وتعصب هم قبيله اي خود را گرفته و خود ادامه دهنده دعوا خواهند شد .وهمين امر موجب دعواهاي خونين وسلب آرامش كساني خواهد شد كه امكان دارد هيچ تقصيري نداشته باشند.واشتباه يك فرد به حساب كل افراد طايفه نوشته مي شود و دعوا طايفه اي مي شود. وبه جاي اينكه فرد ويا افراد خاطي را خود تنبيه كنند وبا عذر خواهي از طرف مقابل دعوا را فيصله دهند خودشان آتش بيار معركه مي شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 1:20  توسط اسماعیل آذری  | 

دهدشت شهر من 

هميشه مشكلات دهدشت يكي از بيشترين دغدغه ذهني من بوده ‌‍،خصوصا مسايل فكري وفرهنگي. از اين روهميشه دوست دارم باقشرجوان وتحصيلكرده باهرفكر وعقيده اي درارتباط باشم ودرهمين راستا باتشكيل جلسات فكري درساليان متمادي گذشته چه درمسجد وچه درخانه ها درپي اهداف خاصي بودم ازجمله :

1) ارتباط باجوانان وآشنايي باافكار ودغدغه هاي ذهني آنان

2) ارتقا سطح علمي خود چراكه درپي اين ارتباطات متوجه كم كاري ها ونقايص خودمي شدم

3) بالابردن سطح علمي جوانان وآشنايي بامباحث روز و دوري ازسطحي نگري

4) و ...

متاسفانه مسئله اي كه دامن گير جوانان، خصوصا مذهبي شده است سطحي نگري آنان است ؛مثلا افراط بچه هاي مسجد به مداحي وسينه زني ونرفتن به سمت مسائل عميق معارف ديني .

ويامثلا جوانان غيرمسجدي توجه نكردن به نقش وهويت خود درجامعه

ان شاءالله درآينده به نقد روحانيت كه خود ازاين قشرهستم خواهم پرداخت ومسائل ومشكلات ،كم كاري هاي ،توانائي هاوخدمات اين قشررا مورد بررسي قرار خواهم داد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 23:55  توسط اسماعیل آذری  | 

به نام خداوند بخشاينده ومهربان

اين وبلاگ قصد دارد پلي باشد بين جوانان دهدشتي با هرفكر ومرامي وآشنا كردن همديگر با دغدغه ها ومشكلات فكري وفرهنگي شهر واستان مان .وهمكاري براي ارائه راهكارجهت رفع مشكالات تا آنجا كه درتوان ما هست .

به اميد خداوند و تلاش دوستان

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 23:46  توسط اسماعیل آذری  |