|
ساقي می نخورده
|
|
|
|
||||
|
برهان قاطع و دشنه نقل می کنند امام فخر رازی سعی بلیغ داشت بر رد معتقدات اسماعیلیه و از آنجا که کلام ایشان همراه با استدلال و اثر گذاری بود لذا محمد بن حسن داعي اسماعیلیه در صدد برآمد كه امام را بنحوي از اينكار باز دارد و اگر باز هم در اظهار عقيده پافشاري نمايد بآخرين حربه متوسل شده طومار حياتش را بوسيله يكي از فدائيان اسماعیلی در هم پيچد . براي انجام این مقصود به یکی از پیروان خود دستور داد به مدرسه امام برود . این شخص به درس امام حاضر شد و در وقت مناسب امام را تنها یافت . روی سینه فخر رازی نشست و دشنه خود را بر پهلوی فخر رازی گذاشت و او را تهدید کرد که دیگر در نقد اسماعیلیه سخن نگوید و گفت امام محمد بن حسن فرموده: این است برهان برنده ما که سزاوار فهم تو می باشد. بعد از مدتی امام دست از نقد اسماعیله بر داشت . وقتی شاگردان علت را جویا شدند ، در جواب می گفت من برهان قاطع آنان را به چشم دیده ام .
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 20:36 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اخلاق محمدی از نگاه قرآن ۱.فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک (آل عمران-159) به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم و مهربان شدی واگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند إ۲.انَّكَ لَعَلىَ خُلُقٍ عَظِيمٍ(قلم۴) و يقيناً تو بر ملكات و سجاياى اخلاقى عظيمى قرار دارى ۳.لقد جائکم رسول من انفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمؤمنين رؤوف رحيم، (توبه12۸)به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد كه رنجهاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است ۳.کان بالمومنين رؤوفا،(احزاب ۴۳)نسبت به مومنان همواره مهربان بوده است. ۴.فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِم إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفا (كهف/6)گويي ميخواهي به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاك كني، اگر به اين گفتار ايمان نياورند؟ ۵.اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(شعراء-215) پر و بال [فروتنى و تواضع] خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند بگستر. ۶.فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ (آل عمران/159)آن هاراببخش و براي آنها آمرزش بطلب و دركارها، با آنان مشورت كن
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 10:8 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حوزه علمیه و قران
۱- عدد کلاس های قرآنی در حوزه انگشت شمار ، اما فقه و اصول از صدتا تجاوز می کند. ۲.کتاب هایی با موضوع قرآن در میان آثار علمی علمای طراز اول حوزه به ندرت یافت می شود. اما آثار و کتاب های فقهی به وفورنگارش می شود. ۳. ارزش و منزلت اجتماعی فقیه بمراتب بیش از مفسر قران است. ۴. در دروس رسمی حوزه ، تفسیر قرآن ،درس جنبی محسوب می شود و فقه و اصول درس اصلی است. حدیث و روایت وضعیتی به مراتب بدتر این را دارد.
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 15:35 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
انقلاب های عربی و چند نکته
1.اهل سنت قائل به حکومت دینی (شبیه نظام ولایت فقیه) نیستند 2. مردم آنها با ایران خصوصا با شیعه میانه خوبی ندارند. و بعضا معتقدند "الیهود احسن من الشیعه". بنده معتقدم اگر امثال البرادعی سکولار ، بر سرکار بیاید راحت تر با ما رابطه بر قرار می کند تا جریانهای مذهبی مثل اخوان المسلمین و سلفی ها 3. منشا این انقلاب ها بیشتر استبداد و مسائل معیشتی بوده ،و مسائل دینی در رده های بعدی بوده است. خود عربها ،این انقلاب های زنجیر ه ای را ، الربیع العربی(بهار عربی)نام گذاری کرده اند 4.بین سوریه ، مصر ، لیبی و بحرین نباید فرق گذاشت . کشور ما،مردمی بودن انقلاب سوریه را رد می کند و کشورهای عربی مردمی بودن انقلاب بحرین را. در صورتی که در همه این کشورها استبداد حرف اول را می زند . حاکمان آن موروثی و غیر دمکراتیک انتخاب می شود ۵. اینهمه دم از بیداری اسلامی و حمایت انها زدیم هنوز ما را تحویل نگرفته اندو حاضر به رابطه با ایران نشدند. دلیل عمده آنهم بخاطر تعصب عربیت انها و شیعه بودن ماست
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 22:16 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فرهنگ اسلامی یا عربی خداوند به من یک دختر داده ، اسمش را ارغوان گذاشتم. تو این مدت هجمه زیادی از دوستان و خانواده صورت گرفت که چرا اسمش را ارغوان گذاشتی. چرا اسلامی نیست. من در جواب گفتم اهل بیت (ع)سفارش کردند اسم نیکو برای فرزندان خود انتخاب کنید . حالا فرقی نمی کند عربی باشد یا فارسی. مهم این است که اولا مخالفتی با دین و دوما اینکه خلاف عرف و فرهنگی که در ان زندگی می کنیم نباشد.و سوم اینکه اسم نیکو باشد . اینکه اگر اسم را عربی انتخاب کنیم و در عین حال هیچ ربطی به ائمه نداشته باشد ، اسلامی و مذهبی قلمداد شود . مثلا اسم حدیث ،اسلامی قلمداد می شود. در حالی که هیچ ربطی به اسلام ندارد . و به معنای سخن می باشد. اینکه اسم معصومین را انتخاب می کنیم فرهنگ خیلی خوبی است که ما ایرانی ها داریم و هدف آنهم پاسداشت و نگه داشتن یاد ائمه است در زندگی روزانه مان. و من اسم فرزند اولم را با همین نیت حسین گذاشتم. من معتقد به فرهنگ اسلامی هستم نه فرهنگ عربی. بعضی ها در مصداق فرهنگ دینی دچار اشکال هستندو فرهنگ عربی را جایگزین فرهنگ اسلامی قرار داده اند
+
نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390ساعت 19:34 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 19:58 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احکام جالب اسلام۳ اگر حاکم اسلامی به هر دلیلی و بخاطر امر خاصی وارد خانه و حریم خصوصی شخصی شود و بعد مواجه شود این شخص در محیط خانه خلاف شرعی را مرتکب می شود اما فقط در حوزه و فضای خصوصی این عمل صورت می گیرد. مثلا ببیند این شخص در خانه شراب می خورد. یا آلت قمار در ان خانه مشاهده شود. اینجا حاکم شرع حق ندارد گناه آن شخص را علنی و عمومی کند . این را به این خاطر بیشتر متذکر شدم . که بعضا در روزنامه ها و سایت ها مشاهده می شود آبروی یک شهروند به راحتی لگدمال میشود . مثلا وارد خانه شخص به جرم اختلاس ، امنیتی و...می شوند. بعد مشاهده می کنند در خانه ان شخص آثار گناه دیده می شود . و ان فرد فقط در حوزه خصوصی خود این گناه را مرتکب میشده.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 10:21 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
موارد مورد نیاز برای استفاده بردن از شب قدر احساس نیاز به رفتن به درگاه الهی بعضی از دقائق این شب را به سکوت و توجه گذراندن داشتن عزم و اراده ، برای قول هایی که به خودت و خدا می دهی خواندن دعای ابوحمزه البته فهم مطالبش نه عربی خونی ، همراه با نفهمیدن توفیق الهی برای درک آن . این مسلتزم این می باشد که قبلا خود را قدر دانسته باشیم .
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 22:7 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نوح شراب خوار در کتاب مقدس در سفر پیدایش در رابطه با حضرت نوح و فرزندانش چنین آمده است: و پسران نوح كه از كشتى بیرون آمدند، سام و حام و یافث بودند و حام پدر كنعان است اینان اند سه پسر نوح و از ایشان تمامى جهان منشعب شد و نوح به فلاحت زمین شروع كرد و تاكستانى غرس نمود و شراب نوشید و مست شد و در خیمه خود عریان گردید و حام پدر كنعان برهنگى پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد و سام و یافث ردا را گرفته، بر كتف خود انداختند و پس پس رفته، برهنگى پدر خود را پوشانیدند و روى ایشان باز پس بود كه برهنگى پدر خود را ندیدند و نوح از مستى خود بهوش آمده، دریافت كه پسر كهترش با وى چه كرده بود. و او فرزندش را لعن کرد.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390ساعت 23:59 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فقر پیامبران و آزمایش سره از ناسره اگر خداى سبحان اراده مى فرمود، به هنگام بعثت پيامبران، درهاى گنجها، و معدنهاى جواهرات و باغات سرسبز را به روى پيامبران مى گشود، و پرندگان آسمان و حيوانات وحشى زمين را همراه آنان به حركت درمى آورد. اما اگر اينكار را مى كرد، آزمايش از ميان مى رفت، و پاداش و عذاب بى اثر مى شد، و بشارتها و هشدارهاى الهى بى فايده مى بود، و بر مومنان اجر و پاداش امتحان شدگان واجب نمى شد، و ايمان آورندگان ثواب نيكوكاران را نمى يافتند، و واژه ها، معانى خود را از دست مى دادند. در صورتيكه خداوند پيامبران را با عزم و اراده قوى، گرچه با ظاهرى ساده، و فقير مبعوث فرمود، با قناعتى كه چشم و دلها را پرسازد، هر چند فقر و ندارى ظاهرى آنان چشم و گوشها را خيره سازد. اگر پيامبران الهى، داراى چنان قدرتى بودند كه مخالفت با آنان امكان نمى داشت، و توانايى و عزتى مى داشتند كه هرگز مغلوب نمى شدند، و سلطنت و حكومتى مى داشتند كه همه چشمها به سوى آنان بود، از راههاى دور بار سفر به سوى آنان مى بستند، اعتبار و ارزششان در ميان مردم اندك، و متكبران در برابرشان سر فرود مى آوردند، و تظاهر به ايمان مى نمودند، از روى ترس يا علاقه اى كه به ماديات داشتند، در آن صورت نيتهاى خالص يافت نمى شد، و اهداف غير الهى در ايمانشان راه مى يافت، و با انگيزه هاى گوناگون به سوى نيكى ها مى شتافتند. اما خداى سبحان! اراده فرمود كه پيروى از پيامبران، تصديق كتب آسمانى، و فروتنى در عبادت، و تسليم در برابر فرمان خدا، و اطاعت محض فرمانبردارى، با نيت خالص تنها براى خدا صورت پذيرد، خطبه قاصعه . نهج البلاغه
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 19:22 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
انسان +...
دوست نکته بینی می فرمود هر وقت می خواهی خود را محک بزنی ، و ببینی چقدر در چنته داری ، خودت را در شرایط متفاوت فرض کن .اگر دیدی شخصی دست به عمل خلافی زده او را سرزنش نکن ( که حدیث هم داریم هیچگاه بنده ای را سرزنش نکنید که خود در همان موقعیت قرار خواهید گرفت و دچار همان عمل ناپسند خواهید شد ) . همیشه بگویید ، من به علاوه یک موقعیت ؛ من + زمینه یک گناه ؛ من + یک پُست ، ثروت و.... از عالمی پرسیدند اگر در یک موقعیتی قرار بگیری ، زنی زیبا رو در مکان خلوت ، چه می کنی ؛ وی گفت در آن لحظه به خدا پناه می برم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 23:6 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
کارکرد فقه وفقاهت در جامعه فقها در طول تاریخ از قدرت و جایگاه خاصی برخوردار بودند ، قدرتی که هیچگاه یک فیلسوف ، عارف و یا متکلم ، به آن دست نیافت.و این ویژگی معلول چند عامل میباشد:1.مخاطبان:با توجه به دستور شریعت به رجوع مردم به متخصص جهت دریافت احکام و یادگیری "باید و نبایدهای" شرعی ،کار و تخصص اصلی فقیه هم در واقع استنباط احکام شرعی از قران و روایت است .پس یک ارتباط گسترده ای به نام مجتهد ومقلد وجود دارد که عملا طیف وسیعی از مردم را در بر می گیرد. در حالی که یک عارف و یا یک فیلسوف بواسطه نوع علمشان توانایی برقراری با توده مردم را ندارند و مخاطبان خاص خود را دارند. 2. قدرت وتاثیر گذاری:فقها از یک سو بواسطه مقلدان و از سوی دیگر در دست داشتن ابزاری به نام فتوا ، قدرت وتاثیر گذاری بالایی را در جامعه دارا هستند . و در طول تاریخ از این دو ابزار استفاده های فراوانی شده . از جمله میرزای شیرازی که با یک سطر جمله علیه استعمار خارجی قیامی در ایران به پا کردند . 3.نهادهای منتسب به فقیه: فقها بواسطه احکام و دستوراتی که در درون دین قرار گرفته ، دارای چندین امتیاز هستند ، از جمله قدرت مالی آنان بواسطه پرداخت خمس و زکات مقلدین ،ریاست و تاثیر گذاری در حوزه های علمیه ،رفع و رجوع مشکلات قضایی مردم .( در قدیم فقها تنها کسانی بودند که به امر قضاوت می پرداختند. ) البته امروزه متاسفانه حوزه بیش از هر علمی دیگر به فقه اهمیت می دهد .تا آنجایی که اگر ۱۰۰تا درس فقه ( مثلا : مکاسب ) برگزار می شود، ۵ کلاس فلسفه و کلام برگزار نمی شود. دروس اصلی را فقه قلمداد می کنند ، تفسیر ، کلام ، فلسفه درس جنبی به حساب می آید..... با همه ویژگی هایی که برشمردیم ، در طول تاریخ کمتر فقیهی مشاهده شده که از این ابزار در راه منافع شخصی استفاده کند . و هم اکنون زندگی اکثر فقها ، تفاوتی با یک طلبه معمولی ندارد . و در پایین ترین حد جامعه زندگی می کنند.
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 11:52 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شریعتی و حوزه بستر زمانی دکتر شریعتی :هر پدیده فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی را باید در بستر زمانی خود بررسی کرد و با توجه به موقعیت زمانی خود تحلیلش کرد ،رابطه شریعتی و حوزه هم از این قاعده مستثنا نیست. در آن زمان شخصیت های حوزوی کارامد و توانمند و آگاه به زمان در برابر پرسشها ونیازهای علمی جوانان و نسل نو، خیلی کم بودند .و اگر نگاهی شود به کتاب های چاپ شده و نوشته شده توسط حوزویان ، خواهیم دید خیلی با نیازها به پیش نمی رفت . تنها افراد معدودی مانند شهید بزرگوار مطهری وجود داشت که به حق در میان حوزویان انگشت شمار بود .و یکی از مشکلات، عدم ارتباط حوزویان آن روز با جامعه خارج از محیط خود و کشور بود . در این موقعیت دکتر شریعتی از فضای اندیشه ای , علمی و دینی کشور رنج می برد. فضایی که درصد قابل توجهی از دانشجویان معتقد به مارکسیست یا لااقل به آن سمت گرایش داشتند. مسولیت عمده آن را متوجه حوزه می دانست . ومعتقد بود که حوزه باید در فضای فکری واندیشه ای حرف اول را بزند . و مسولیت خود که در واقع مسولیت پیامبر گونه و روشنفکرانه است به خوبی ایفا کند عمده انتقادات شریعتی به حوزه از این قرار بود :1.عدم آشنایی با مسولیت ها و وظایف 2.نبود و کمبود عالم آگاه به زمان .3.متمرکز شدن حوزه وبزرگان به فقه .4. فقدان اندیشه های پاسخگو به نسل جوان 5 . نرساندن پیام واقعی دین به جامعه وبیان مسائل سطحی و ظاهری دین 6. متمرکز شدن علما در قم 7.شریعتی معتقد بود که اسلام توان پاسخگویی به همه نیازهای بشر در همه اعصار را دارد لکن این کار وظیفه حوزه وعلما ست که این مواد خام و دُرهای گرانبها را از متون اسلامی بیرون آورده وبه شکلی نو و قابل ارائه به جامعه عرضه کند .در واقع این یک وضعیت ایده ال وآرمانی است که شریعتی برای حوزه ترسیم کرده بود
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 0:30 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به همراه دوستان رفته بودیم زیارت مقبره های بعضی عرفا از جمله بایزید بسطامی ، علاءالدوله سمنانی ، خرقانی و...آنچه دیدیم و آنچه قبلا خوانده بودم که جالب توجه بود، مجلس انس آنها و خلوت گزینی ایشان بود . در خانقاههای انها مکانهای تو در تویی وجود داشت که کاملا تاریک بود ، جهت عبادت و ذکر. اما جالبی قضیه این است که آنها چه دیدند که دل از همه چیز بریده بودند و از تعلقات دست کشیدند و روزها و ماهها به تماشای جمال محبوب می نشستند .ما که بعضا دو رکعت نماز را با خستگی و بی حوصلگی می خوانیم . اما می بینی آنها دائما در نماز هستند. و دائما در محضر خدا هستند و معرفتی شیرین به خدای خود دارند. اینکه آنان چه دیدند که از تمام زیبایی های دنیا دست کشیدند و زیبایی های محبوب خود را به نظاره نشستند . چون این شیرینی را نچشیدیم نمی توانیم درکش کنیم. (قصد تایید ترک دنیا و رهبانیت را ندارم و در این مقال نگاه نقادانه را کنار گذاشته و فقط به بعضی زیبایی ها توجه داشتم )
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 18:28 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همه چیزمون به همه چیزمون میاد
از گرفتاری های و مصائب ما ایرانی ها این است که خیلی از چیزهامون سرجای خود نیست. مثلا ورزشکار وارد عالم سیاست می شود، سیاستمدار وارد ورزش می شود ، نمایشگاه کتاب را در مصلا برگزار می کنیم نماز جمعه را در دانشگاه ، دولت که وظیفه اش مدرسه سازی است مسجد می سازد، مردم که وظیفه شان مسجد سازی است مدرسه می سازند.
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390ساعت 8:31 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نگاه کارکرد گرایانه به دین یکی از مشکلاتی که بعضا افراد در مواجهه با دین دارند، نگاه کارکردگرایانه به دین می باشد مثلا شخص برای براورده شدن حاجت و یا رفع بلا ، صدقه بدهد ، زیارت برود و... حالا اگر بعد از انجام این امور به مقصود نرسد. شخص نه تنها به حاجت نرسیده بلکه از آن عمل زده می شود و تبدیل به تنفر می شود. چرا که نوع نگاهش به این اعمال کارکردگرایانه بوده . این اعمال عبادی و اشخاص را برای خودشان نمی خواهد بلکه برای رسیدن به مقصود و حاجت خود خواسته و این از آسیب های این نوع نگاه به گزاره های دینی است. خدا و ائمه تا وقتی خوبند که در خدمت اهداف و براورده کردن خواسته ها و دعاهای ما باشند. اگر اعمال عبادی را واقعا به این هدف انجام دهیم ، بعضا به بطلان عمل می انجامد چرا که نیت الهی در کار نیست. دعا را اگر می خوانیم باید به هدف تقرب باشد حالا اگر حاجتی هم داشتیم و مصلحت الهی اقتضا کند برآورده شود.
+
نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 0:16 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احکام جالب اسلام
اگر حاکم اسلامی شراب های شراب فروشی را توقیف کند ، باید ظرف شراب ها را برگرداند . و اگر ظرف معیوب شد ، حاکم اسلامی ضامن است و باید خسارت را به شراب فروش پرداخت کند
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 20:20 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شیوه برخورد ائمه با مخالف فکری (توحید مفضل)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 11:27 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آرمان ها و آرزوها رفته بودم مسجد چند بچه بر سر مکبری دعواشون شده بود ، روزهای بعد هم بر سر اینکه چه کسی فردا مکبر باشد بحث می کردند . ابتدا خندیدم که اینها بر سر چه دعوا می کنند . بعد با خودم فکر کردم ،اینها الان فهم و سطح فکرشون این اندازه است . انسان اگر در طول زندگی آرمانها و آرزوهای خود را مروری داشته باشد می بیند سیر صعودی داشته . گاه این آرمانها که جای خود را به آرمانهای جدیدتر می دهد و علم ،تجربه و سن انسان که افزایش می یابد ، به آن آرمانها ی قبلی خنده اش می گیرد و گاه اصلا حاضر نمی شود به آنها فکر کند.
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 23:29 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حاشیه های یک سفر فرصتی دست داد همراه با دوستان سفر دست جمعی به مشهد رفتیم. حاشیه های جالبی داشت .و پررنگ ترین حاشیه های این سفر گعده های طلبگی بود از بحث های سیاسی تا بحث های علمی . یک شب تا ساعت دو شب با جمع پنج نفره حول بحث آزادی عمل و عقیده در اسلام و اینکه محدوده عمل و عقیده در اسلام تا کجاست؟ در حقانیت و عدم حقانیت یک تفکر ،چه کسی داور است؟ آیا می شود یک طرف دعوا طرف دیگر را بخاطر عدم حقانیت ، از صحنه حذف کند؟ در این بحث ، دو تا مدعی برای هر دو طرف دعوا وجود داشت و گاه به داد و بیداد هم می رسید ، البته دوستانه. از حاشیه های دیگر آن بحث های سیاسی بود که در راهروهای قطار ، کوپه تا لابی هتل و به نظرم در یک ساعت بیش از ۲۰ موضوع مطرح می شد و الکلام یجر الکلام بود . اما اصل سفر زیارت امام رئوف علی بن موسی الرضا بود.
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 10:24 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بزرگی که نمی شناختمش زاهد بود اما ادای زهد در نمیآورد و کسی را به زهد تشویق نمیکرد. سفرهی خودش ساده بود، اما به سفرهی رنگیِ دیگران ایراد نمیگرفت. پس خلافآمد عادتِ اهلِ این روزگار بود. دخترکانِ مدرسهای، ساعتِ تعطیلیشان میخورد به وقتِ اذان. نشیط و شاد در پیادهرو میدویدند و بسیاریشان اهلِ مراعات نبودند... جوان، سرش را زیر میانداخت و نچ نچ میکرد و زیرِ لب استغفار میپراند و پناه میبرد به خدا... اما تو... با آن هیبتِ غریب، ریشِ سپید و عصا، کنار میایستادی و راه میدادی و به آنها سلام میکردی... دخترکان به دور و بر نگاه میکردند و باور نمیکردند که تو به ایشان سلام کرده باشی. فردا و فرداها، بسیاریشان اهلِ مراعات بودند و دستِ کم در راهی که به تو میرسید، بیشتر مراعات مینمودند و زودتر سلام میکردند... به من که شگفتزده مینگریستمت، میگفتی: " به شما نیامده است این کار، اما به من، به این کمترین، به اشتباه، لباسِ رسولالله پوشاندهاند..." نه یکبار از طرحِ حجاب و عفاف گفتی و نه یکبار سخنرانی کردی و نه یکبار... اما هر روز همینگونه سلام میکردی... شاطرِ سنگکی و شاگردِ بقالی هم شاهدند... دخترکان را هممانندِ جوانِ یاغی، راه به تو رسانده بود.(حضرتِ آیتالله سیدعلی هاشمی گلپایگانی)نوشته رضا امیر خانی دل گویه های آیت الله امجد در مورد ایشان : مردان بزرگ نیاز به شیپور ندارند
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 18:52 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شخصیت شناسی : 1.علامه طباطبایی
انسان همیشه در زندگی و حیات فرهنگی و علمی خود به بعضی اشخاص دلبستگی هایی دارد و حتی گاه در حد مرید و مرادی هم می رسد . و از جنبه علمی فراتر می رود و به سلوک فردی کشیده می شود. علامه طباطبایی همیشه برای من یک چنین جایگاهی دارد . علم و جایگاه علمی ایشان ، کتاب بارز ایشان ، تفسیر المیزان که به جرات می توان گفت بهترین تفسیری است که بر قران زده شده . سلوک فردی و عبادی این مرد بزرگ چنان است که هر کس پی به احوالات ایشان ببرد به جرات شیفته ایشان خواهد شد. تواضع های مثال زدنی ایشان ، بزرگ مردی که خودش را در عین عظمت ، هیچ حساب می کرد . زمانی که فضای علمی کشور ما را ، تفکر الحادی فراگرفته بود و حوزه هم مشغول به فقه و اصول بود ، ایشان دست به تدریس فلسفه زدند و حلقه های علمی فلسفه برگزار می نمودند و ارتباطات گسترده با جامعه دانشگاهی برقرار کردند.
+
نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 20:49 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
علت پیشرفت علم در غرب یکی از عوامل پیشرفت جامعه علمی غرب ، به مرحله عمل رساندن تحقیقات و نظریه پردازی ها و توجه به واقعیت های موجود جامعه بود. کاری که در طول چند قرن جامعه علمی ما ، کمتر شاهدآن بودیم . غالبا محققان و دانشمندان ما در کنج خانه می نشستند و یک انسان خیالی و آرمانی برای خود درست می کردند و بعد نظریات علمی خود را بر آن بار می کردند. در حالی که در غرب اگر محققی می خواست نظریه ای ارائه کند آزمایشگاههای متعدد تاسیس می کرد ، نظریه خود را بر روی اشخاص معتبر آزمایش می کرد ، تا اینکه در نهایت نظریه خود را مطرح کند . آزمایشگاهها و موسسات مختلف روانشناسان معروف غربی برای رصد کردن رفتارهای اشخاص برای پی بردن به علل و عوامل آن ، از جمله آنها می باشد. و یا جامعه شناسی که علمی است برای پی بردن به آسیب ها و مشکلات جامعه . و در واقع نظر یه و علم را با جامعه و نیازهای آن تطبیق کردن و یافتن راه حل برای آسیب ها . اساسا علت پیشرفت غرب دوری از ذهن گرایی و نظریه پردازی صرف بود، و توجه به تجربه ، واقعیت های بیرون ، طبیعت و جهان ماده است . و دیدیم در این چند قرن اخیر چطور بشر در علوم طبیعی و انسانی پیشرفت های چشمگیری به دست آورد و همه آن مرهون تغییر روش در علم بود. در حالی که در گذشته دانشمندان تنها به ذهن گرایی و فلسفه و امور ماورایی علاقمند بودند . و اگر آنها در جزیره ای بدون انسان ساکن می شدند ، در کار علمی شان خللی وارد نمی شد.( اگر چه نمی توان منکر فایده علوم ذهنی و ماورایی شد ،امری که غرب دچار آن شد و تمام امور وعلوم ذهنی ،عقلی وبه تبع آن دین را هم منکر شدند و آنها هم دچار افراط شدند.)اما تنها دانستن علوم به آنها و وبکار بردن روش این علوم در دیگر علوم کاری است اشتباه .
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 19:2 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
احکام جالب اسلام ۱: ان شالله به تناوب ،یکسری از احکام مترقی و نورانی اسلام را به دوستان معرفی می کنم: اگر شخصی گزارش دهد و افشا کند که دیده دو نفر زنا می کنند حاکم اسلامی باید بر این شخص حد جاری کند ، حتی اگر سه نفر دیده باشند. زمانی حاکم می تواند به این نوع گزارش واکنش نشان دهد که چهار نفر عادل دقیقا عمل زنا را دیده باشند .
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 22:55 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اصلاح دیدگاه ایام محرم برای تبلیغ رفته بودم دانشگاه یاسوج ،تجربه خیلی جالبی بود ، حواشی جالبی هم داشت . موضوع منبرهایم ، اصلاح نگاهها و نگاهی نو و جدید به باورها و اعتقادات بود . معتقد بودم یکی از دلایل روی برگرداندن جوانان از دین ، نوع نگاه عوامانه و غبار گرفته بر آینه دین است. باید باز تعریفی از معتقدات داشت و نگاهی دگر بار به معتقدات داشت . موضوعاتم خدا ، امامت و احکام دین بود. گفتم اگر نگاه مجددی به دین با تکیه بر متون اصیل دین از قبیل قران ، نهج البلاغه و بعضی از ادعیه خاص از جمله دعای عرفه ،ابوحمزه ثمالی و... با روش خاص و نگاه موضوعی داشته باشیم . آن وقت به داشته هامون افتخار می کنیم . و وقتی نوع نگاهمون و جهان بینی مان تغییر کند ، شیوه زندگی هم تغییر می کند.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 21:31 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
علی شناسی:
تَمييزُ الباقي مِنَ الْفاني مِنْ أَشْرَفِ النَّظَرِ. تمييز دادن و تشخيص امور ماندني از امور فاني و رفتني، از برترين انديشه هاست
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 14:27 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
علی شناسی:
اَلنّاسُ اَعْداءُ ماجَهِلوُا مردم با آنچه آشنا نيستند دشمني مي ورزند. نهج البلاغه، حكمت 172
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 11:18 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عمل رساتر از فریاد این ایام طلبه ها معمولا به فکر آماده کردن خود برای ایام تبلیغی محرم می شوند . از گرفتن حکم از مراکز تبلیغی تا مطالعه و آماده کردن مطالب منبر. هدف این سفرهای تبلیغی آگاه کردن مردم به امور دینی ، بشارت و انذار و ذکر وقایع تاریخی زندگی ائمه(ع)و...می باشد اما آنچه که در این سفرها مهم تر است ، سلوک و نوع برخورد ما با مردم می باشد . گاهی اوقات ، عمل ، رساتر و گیراتر از فریاد و سخن می باشد . یکی از دوستان در سفر تبلیغی محرم سال گذشته به یکی از مناطق جنوب کشور ، در ابتدای سفر خود به ان روستا متوجه نبود حمام و شرایط سخت حمام کردن آن مردم می شود . لذا با همکاری اهالی روستا دو ستشویی برای مسجد و دو حمام عمومی ساخت. این دوست ما اگر در این دهه محرم هیچ کار تبلیغی و سخنرانی انجام نداده و تنها به همین ساخت و ساز بسنده کرده بود ، اجری به مراتب بیشتر از آن کسب کرده.و این عملِ رساتراز فریادش سالها در ذهن مردم به یادگار خواهد ماند .
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 21:37 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جامعه باز
یکی از عوامل بوجود آورنده و پیشرفت تمدن اسلامی وجود یک جامعه باز است. و اینکه هر اندیشه ای بتواند فکر و ایده خود را به راحتی و با یک حاشیه امن بیان کند . احساس این نباشد که اندیشه با چماق و قدرت جواب داده می شود. بلکه اندیشه را با اندیشه جواب می دهند . تولید علم و جریان نظریه پردازی زمانی به روال و مسیر درست خود قرار داده می شود که همه جریانات فکری آزادانه بتوانند نظریات خود را بیان کنند . و ما نخواهیم به نمایندگی از آنان و با برداشت خود نظریات آنان را بیان کنیم و بعد در کرسی نقد آنان قرار بگیریم . اینکه اندیشه ای به نظر، خلاف و ناحق باشد و یا حتی خلاف صریح معتقدات و بدیهیات هم باشد ، باید اجازه سخن و بیان ، داده شود. اینکه ما در رأس قدرت باشیم و چون قدرت داریم اجازه نقد تفکرات و سخنی بر خلاف معتقدات صاحب قدرت داده نشود ، نشانه ناتوانایی ما در پاسخ به اینگونه مسائل می باشد. وجود جریانات فکری وسیاسی مخالف و مختلف در زمان امام علی ( ع ) . رواج شدید تفکرات زنادقه و اوج نهضت ترجمه و... در زمان امام صادق و مقابله اندیشه ای و فکری ایشان و جلوگیری از برخوردهای تند و حذفی از جانب اصحاب شان و دهها نمونه دیگر نشان از میدان دادن ائمه به تفکرات مخالف بود. اگر به شیخ مفیدها و خواجه نصیرها افتخار می کنیم به برکت وجود مخالفینی بود که اندیشه های خلاف نظر آنان را مطرح می کردند ، و این علمای آگاه به زمان بودند که مقابله فکری ( و نه حذفی ) نمودند و ما حال بر سفره علم و دستاوردهای اندیشه ای آنان نشسته ایم . تمدن ، تولید علم و نهضت نرم افزاری هنگامی شکل خواهد گرفت که تضارب افکار و آزادی اندیشه در جامعه جریان داشته باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 20:32 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شبهه ، سوال و انتقاد اساسا هر چیزی به جامعه انسانی و اجتماع بشری مربوط می شود ، قابل چرایی است . چرایی در دین جایگاه ویژه ای دارد . در جریان سوال و درخواست اطمینان قلبی حضرت ابراهیم در مورد معاد ، که در قران به تفصیل بیان شده ، خداوند ناراحت نشدند ،چرا تو که بنده و پیامبر من هستی ، به مقام کبریایی من اعتماد نداری و به خودت اجازه دادی که سوال کنی ؟ در جریان های متعدد دیگری که در قران آمده ، باز به همین نحو ،سوال ها و شبهات خود را مطرح می کردند و خداوند بدون اینکه اشکالی به این نحوه برخوردها داشته باشند ،جواب می دادند و آنها در قران و روایات به تفصیل آمده. در مورد حضرات معصومین(ع) این نوع سوال و شبهه مطرح کردن که شدت بیشتری داشت . و گاهی کار به توهین و اسائه ادب می رسید . اما معصومین با روی باز به پاسخگویی و رفع شبهه می پرداختند. در اصول کافی آمده که یکی اصحاب امام صادق (ع) در مسجد النبی شاهد انکار رسالت و ایجاد شبهه یکی از زنادقه معروف بود ، این صحابی قصد برخورد فیزیکی را داشتند . شخص توهین کننده که این صحابی را می شناخت ، گفت : امام شما با من اینگونه برخورد نمی کنند ، بلکه با جواب های علمی با من مقابله می کنند. صحابی بعد از مدتی این واقعه را برای امام تعریف کردند . و امام فرمودند ایشان درست گفتند بجای برخورد فیزیکی، بحث علمی می کردید و رفع شبهه از آن مردم در برابر آن شخص منکر رسالت نبی می نمودید.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 17:41 توسط اسماعیل آذری
|
|
|||||
|
|||||